|
+ نوشته شده توسط مجتبی در شنبه چهاردهم اردیبهشت 1387 و ساعت
1:29 بعد از ظهر |
+ نوشته شده توسط مجتبی در پنجشنبه هشتم فروردین 1387 و ساعت
4:12 بعد از ظهر |
عشق یعنی هر چه بینی عکس یار
عشق یعنی یک بیابان دردسر عشق یعنی تا ابر ابی شدن عشق یعنی دیدن درد فراق عشق یعنی مرگ غرور عشق یعنی خواستن و له له زدن عشق یعنی غصه و دلواپسی عشق یعنی مبتلا گشتی به درد عشق یعنی یک ماه تب با یک نگاه عشق یعنی تا مرز جنون پیش رفتن عشق یعنی محرم راز عشق یعنی در فراقش سوختن عشق یعنی دایما در اضطراب عشق یعنی یار بی پروای من
منتظر نظراتتان هستم + نوشته شده توسط مجتبی در یکشنبه بیست و ششم اسفند 1386 و ساعت
5:38 بعد از ظهر |
غصه نخور مسافر اینجا ما هم غریبیم ازدیدن نور ماه یه عمره بی نصیبیم فرقی نداره بی تو بهارمون با پاییز غصه نخور مسافر فدای قلب تنگت فدای چشای قشنگت تلخه هوای دوری من که اینو میدونم که تو چقدر صبوری
غصه نخور مسافر غصه اثر نداره از دل تو می دونم هیچکی خبر نداره غصه نخور مسافر همیشه که عزیزم راهت اینجوری نیست غصه نخور عزیزم من چشم به رات میمونم غصه نخور مسافر تو خود اسمونی + نوشته شده توسط مجتبی در یکشنبه بیست و ششم اسفند 1386 و ساعت
5:24 بعد از ظهر |
بهت نمي گم كه دوست دارم ، ولي قسم ميخورم كه دوست دارم
بهت نمي گم كه هر چي بخواي بهت ميدم ، چون همه چيزم تويي نمي خوام كه خوابت رو ببينم ، چون تو خيلي خوش تر از خوابي اگه يه روز چشمات پر اشك شد دونبال يه شونه هستي تا گريه كني ، صدام كن ، قول ميدم اشك هاتو پاك كنم و منم با تو گريه كنم اگه دنبال مجسمه سكوت مي گشتي تا سرش داد بزني ، صدام كن قول ميدم ساكت بمونم اگه دنبال خرابي مي گشتي تا نفرت رو در اون دفن كني ، صدام كن ، قلبم تنها خرابه وجود توست اگه يه روز صدات كردم كه بهت نياز دارم ، نگو كجايي ، فقط يه لحظه چشماتو ببند و بهم فكر كن ...
محبت چشمه ای است که هیچگاه از جوشش باز نمی ایستد (کریستو فر مارلو)
خوشبین نوری که وجود ندارد را می بیند و بدبین همیشه دنبال خا موش
کردن ان نور است(میشل دوسن پیر)
برای دیدن بقیه جملات برید تو ادامه مطلب نظر یادتون نره ادامه مطلب + نوشته شده توسط مجتبی در یکشنبه بیست و ششم اسفند 1386 و ساعت
4:25 بعد از ظهر |
یه روز یه خروسه روی دیوار نشسته بود یهو تخم کرد ولی تخمش به زمین نرسید اگه گفتید چرا؟ نه گلم خروس تخم نمی کنه مال بچه ابتدایی هاست چون با ادب
بوده شرت داشته
1000تا مورچه یه جا جمعند که یهو یه حبه قند می ندازند پیششون 999تا مورچه میرن به سمت قند یکی نمی ره چرا؟
چون دیابت داشته
برای دیدن بقیه لطیفه ها حتما یه سری به ادامه مطلب بزنید راستی نظر یادتون نره
ادامه مطلب + نوشته شده توسط مجتبی در یکشنبه بیست و ششم اسفند 1386 و ساعت
3:59 بعد از ظهر |
دهنه ی جیبش را تار عنکبوت بسته ایرانی ادامه مطلب + نوشته شده توسط مجتبی در یکشنبه بیست و ششم اسفند 1386 و ساعت
3:44 بعد از ظهر |
اگه دیدی یه سوسک پشت رو افتاده فکر نکن کسی اونو زده چونکه داره به قیافه تو غش غش می خنده
اگه تموم گلهای دنیا رو هم به پات بریزم بازم کمه چون پاهات خیلی بو میدن
نظر فراموش نشه برای دیدن جوکها و اس ام اس های توپ حتما برید تو ادامه مطلب ادامه مطلب + نوشته شده توسط مجتبی در یکشنبه بیست و ششم اسفند 1386 و ساعت
3:30 بعد از ظهر |
دوستی ان است که بلیل با خار گل میکند صد جفا از خار میبند ولی باز تحمل می کند عشق. فراموش کردن خود در وجود کسی است که همیشه و در همه حال ما را به یاد دارد*
اینم زندگی یک زن به روایت تصویر
+ نوشته شده توسط مجتبی در یکشنبه بیست و ششم اسفند 1386 و ساعت
11:58 قبل از ظهر |
+ نوشته شده توسط مجتبی در یکشنبه بیست و ششم اسفند 1386 و ساعت
11:50 قبل از ظهر |
برای لحظه ای حتی به فکر دیگری باشی نمیخواهم صفای خنده ات را دیگری ببیند نمیخواهم کسی نامش به لبهای تو بنشیند... نمیخواهم کسی نقش رخت در خاطرش ماند نمیخواهم نگاهی در نگاه تو در امیزد ....نمیخواهم به غیر از من بگیرد دست تو دست نمیخواهم کسی یارت شود در عالم مستی ....نمیخواهم به جز من با کسی باش نمیخواهم برای هیچ کسی جز من ، تو همرهی باشی ....!!!
عشق ان نیست دوتایی زیر باران بایستیم و خیس شویم عشق ان است یکی چتر شود و ان یکی نفهمد که چطور خیس نشد
+ نوشته شده توسط مجتبی در شنبه بیست و پنجم اسفند 1386 و ساعت
5:59 بعد از ظهر |
دوست ندارم شمع باشم دختران فوتم کنند
دوست دارم سیگار باشم لوطیان دودم کنند ادامه مطلب + نوشته شده توسط مجتبی در شنبه بیست و پنجم اسفند 1386 و ساعت
12:31 بعد از ظهر |
هیچ کس مثل من در این دنیا تنها نبود
هیچ کس با من در این دنیا نبود هیچ کس دردی ز دردم بر نداشت بلکه دردی نیز بر دردم گذاشت هیچ کس فکر مرا باور نکرد خطی ز شعرم را از بر نکرد هیچ وجودم رد پایش را نجست هیچ کس دمساز و همراهم نشد هیچ کس جز من چنین مجنون نشد هیچ کس نکرد دردی زمن دوا جز خدای من خدا + نوشته شده توسط مجتبی در شنبه بیست و پنجم اسفند 1386 و ساعت
12:22 بعد از ظهر |
یادت هست منتم کشیدی تاکه فقط بهت بدم نشونی یادت میاد روی درخت نوشتی تا عمر داری برای من میخونی یادت میاد حتی سلام منو گفتی به هیچکس نمی رسونی حالا بیار عکسامو تا تموم شه نگو خجالت می کشی عزیزم توخیلی وقته که مال من نیستی خوش باشی هر جا که می ری الهی واست تلافی نکنه روزگار + نوشته شده توسط مجتبی در شنبه بیست و پنجم اسفند 1386 و ساعت
11:41 قبل از ظهر |
کاش بیایم برای بی پناها سایبون بشیم با دلای عم گرفته کمی مهربون بشیم کاش به باغبونا کمی حرمت بزاریم احترام سایه های خسته رو نگه داریم کاشکی شاخه درخت زندگی رو نشکنیم کاشکی یه کاری بکنیم غصه ها کم بشه کاشکی پاک کنیم تموم اشکایی که جاریه کاشکی بشینیم پای صحبت اونا که بی کسن اگه درد دل کنن به ارزوشون می رسن کاش با مهربونیمون غصه ها رو کم بکنیم کاش این جمله هیچ وقت ز یادمون نره ادمی چه بد باشه چه خوب مسافره + نوشته شده توسط مجتبی در شنبه بیست و پنجم اسفند 1386 و ساعت
11:40 قبل از ظهر |
_غربت را نباید در شهری غریب یا در گم شدن لحظه های آشنا جست و جو کرد. هر وقت عزیزت نگاهش را به دیگری تعارف کرد تو غریبی!
+ نوشته شده توسط مجتبی در شنبه بیست و پنجم اسفند 1386 و ساعت
10:55 قبل از ظهر |
بهترین چیز رسیدن به نگاهیست که از حادثه عشق تر است
+ نوشته شده توسط مجتبی در جمعه بیست و چهارم اسفند 1386 و ساعت
5:37 بعد از ظهر |
گوهر اشک را باید نثار کسی کرد که قدر ان را بداند یا در بیابان ریخت که پایمال ناکسان نشود + نوشته شده توسط مجتبی در جمعه بیست و چهارم اسفند 1386 و ساعت
12:20 بعد از ظهر |
ان که می گفت با یک گل بهار نشود چه می دانست همچو تو گلی می روید هر وقت دل کسی رو شکندین یه میخ فرو کنیین تو دیوار و هر وقت دل کسی رو به دست اوردین اون میخ رو در بیارین ولی جای میخ همیشه رو دیوار میمونه + نوشته شده توسط مجتبی در جمعه بیست و چهارم اسفند 1386 و ساعت
12:8 بعد از ظهر |
یادت هست موقع امدنت (تولد)همه خوشحال بودند و تو گریان چنان باش که موقع رفتنت(مرگ) تو خندان باشی و بقیه گریان + نوشته شده توسط مجتبی در پنجشنبه بیست و سوم اسفند 1386 و ساعت
5:54 بعد از ظهر |
هیچ وقت در زندگی اخم نکن چون ممکنه یک نفر به امید لبخند تو زنده باشه
در ان شهری که مردمانش عصا از کور می دزدند من خوشدل محبت جستجو می کردم
برای دیدن بقیه عکس ها برید توی ادامه مطلب پشیمون نمیشید نظر هم فراموش نشه
ادامه مطلب + نوشته شده توسط مجتبی در پنجشنبه بیست و سوم اسفند 1386 و ساعت
12:24 بعد از ظهر |
دوستی ان نیست نگاهی بکنم پشت کنی یا که خنجر بزنی بر دل ما مشت کنی + نوشته شده توسط مجتبی در پنجشنبه بیست و سوم اسفند 1386 و ساعت
12:13 بعد از ظهر |
عشق ان نیست یک دل به صد یار دهید عشق ان است صد دل به یک یار دهید + نوشته شده توسط مجتبی در پنجشنبه بیست و سوم اسفند 1386 و ساعت
10:58 قبل از ظهر |
|
|